آریانآریان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره

قصه ی زندگی آریان کوچولو

آقا آریان چهل روزه شد

پسر قشنگم امروز بیست و هشتم خرداد ماه هزارو سیصدو نودو سه همزمان شد با چهلمین روز تولد قشنگت چهل روزه که تورو خدا به ما هدیه داده قدیما رسمها و آداب زیادی درباره ی بچه چهل روز برگزار میشد اما تو این زمان دیگه کسی اون رسم و رسوماتو برگزارش نمیکنه من چندتا از این موارد و برات میزارمش شاید بزرگ که شدی برات جالب باشه خوندنش در مازندران  "براي زن زائو بعد از به دنیا اومدن معتقدند كه نوزاد و مادرش تا 10 روز نبايد تنها بمونند و حتماً شخصي بايد در كنار شون باشه و در اين ايام بالاي نوزاد قرآن و كليد و پياز و سير و ... مي‌گذاشتند و كليد بايد بسته باشه و اگر به طور عمدي يا اشتباهی باز میشد معتقدبودند كه بچه كليد مي‌افته و...
28 خرداد 1393

عکس تو و بابا

این عسکه باباست که کنارته ، گذاشتمش کنارت تا ببینم چقدر با تو شبهات دارم بعدش گفتم ازش عکس بگیرم بذارم تو وبلاگت که توهم وقتی بزرگ شدی ببینیش......... فکر کنم بابایی از تو خوشتیپتر بودنه                   ...
24 خرداد 1393

سی و دومین روز زندگی

آریان جان امروز سی دومین روز از زندگیته هر روز که اززندگیت میگذره چیزای جدیدی ازت میبینیم دیشب فهمیدیم که تازه میتونی مارو ببینی به صداها واکنش نشون میدادی صدات که میکردیم برمیگشتی با دقت مارو نگاه میکردی به صحبتهامون گوش میدادی ، گاهی اوقات هم میخندیدی بلاخره حسابی مارو تو خونه سرگرم کردی   ...
21 خرداد 1393

شکمو

پسر قشنگم وقتی شکمت سیر باشه جاتم تمیز میخندی ( مثل همین روزی که این عکسو ازت گرفتم)ولی امان از اون روزی که یکیشون روبراه نباشه زمین و زمانو به هم میزنی     ای ی ی ی ی ی ی ی شکمو پاپیونشو ...
17 خرداد 1393

به یاد بابایی محمود

پسر قشنگم بابایی محمود (بابای مامان) خیلی دوست داشت تورو ببینه همیشه وقتی صحبت میکرد میگفت من تنها  آرزوم اینه که نوه ی خودمو ببینم  بابایی محمود زود رفت پیش خدا ولی روحش الان و همیشه تورو میبینه و باتو هستش بابایی یه هنرپیشه خوب و محبوب مردم بود و همه ی مردم دوستش داشتن ، من همه ی  فیلمها و سریالهایی که توش بازی کردو جمع کردم و وقتی بزرگتر شدی میدمش که یادگاری نگهش داری حالا هم چند تااز عکساشو برات میذارم که به یادش باشی.                   ...
11 خرداد 1393

عکس روزهای اول زندگیت

اینم چندتا عکس قشنگ از روزای اولی که به دنیا اومدی و زندگیمون رنگ و بوی تازه به خودش گرفت                     من هروز ازت عکس گرفتم و سعی میکنم بزارمشون تو وبلاگت پسر خوشگلم             ...
11 خرداد 1393

سلام پسر قشنگم

شنبه 20 اردیبهشت1393 خونه ی ما با اومدنت بهشت شد پسر خوبم ، ما (پدر و مادرت) ماه ها و روزها و ساعت ها رو میشمردیم تا تو بیای وقتیکه اومدی خدای مهربونو شکر کردیم که یه پسر قشنگ و سالم به ما هدیه داد اون روز هیچ وقت یادم نمیره پشت در اتاق عمل تو بیمارستان اصلاً نمیدونستم چکار باید بکنم انگار که زمان متوقف شده بود اصلا وقت نمیگذشت من هم نگران مامان بودم و هم نگران تو بلاخره بعد از مدتی که گذشت به ما خبر دادن به یه پسر خوشگل و به دنیا اومده و مامان و بچه هر دو در سلامت کامل هستن . (از طرف بابا)   آریان جونم پسره گلم تولدت به زندگیمون رنگ و بوی تازه داد خوش اومدی به دنیا دوستت داریم خیییییییییییییییلی زیاد&n...
11 خرداد 1393
1